تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

403

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

او بر خاندان ساسان ناميمون بود و پس از كشتن برادران خود سخت اندوهگين گرديد . گويند دو روز پس از كشتن برادران ، خواهرانش بوران و آزرمىدخت « 1 » پيش او رفتند و پس از سخنان زشت و درشت ، چنين گفتند : « تو بر پادشاهيى كه هرگز بر تو راست نشود آز بستى و اين آز تو را بر آن داشت كه پدر و برادرانت را بكشى و گناهان بزرگ مرتكب شوى . » شيرويه از شنيدن اين سخنان سخت به گريه افتاد و تاج از سر بينداخت . شيرويه همهء روزگار خود را در غم و بيمارى به سر برد . گويند بر هركه از خاندان خود دست يافت بكشت « 2 » و در روزگار او بيمارى طاعون آشكار گشت و ايرانيان را بجز اندكى بكشت « 3 » . پادشاهى او هشت ماه بود « 4 » .

--> ( 1 ) - اين هر دو خواهر بعدا به تاج و تخت رسيدند . ( 2 ) - بنا به گفتهء طبرى ( چاپ كوزه‌گارتن ج 2 ص 54 ) او تمام اعضاى خانوادهء خود را كه از نسل خسرو اول بودند . به قتل رسانيد . ( 3 ) - اين طاعون كه به گفتهء مسعودى ( ج 2 ص 233 ) بر اثر آن در عراق و سرزمينهاى مجاور آن صدهزار تن و به گفتهء سعيد بن البطريق نيمى از ساكنان عراق و به گفتهء ديگر يك سوم ساكنان آن از ميان رفتند بايد در اساس در نتيجهء جنگها و لشكركشيهاى ميان ايران و روم ظهور كرده باشد . اين طاعون از پيش به سود عربها ، كه چند سال بعد به مملكت ايران تاختند ، نيز كار كرد . ظاهرا ابن قتيبه و سعيد بن البطريق مرگ شيرويه را نيز از اين طاعون مىدانند ولى عبارتشان در اين موضع چندان روشن نيست . به گفتهء ثئوفانس ( ص 499 ) شيرويه از زهرى كه شيرين به وى داده بود مرده است . فردوسى نيز مىگويد كه او را زهر دادند . ( 4 ) - در بعضى از كتب ( مانند حاشيهء ابن هشام ج 2 ص 16 ) خبرى ديده مىشود كه به موجب آن مرگ پرويز در دهم جمادى الاولى سال هفتم هجرت بوده است . اين تاريخ مطابق است با پانزدهم سپتامبر سال 628 م . اين تاريخ با مرگ خسرو سازگار نيست ولى چنان كه گوت‌شميد ( گزارش انجمن علوم دولت پادشاهى ساكس ، اول ژوئيه 1862 ص 2 ) معتقد است ممكن است در حقيقت تاريخ مرگ شيرويه باشد و از روى اشتباه به پرويز نسبت داده شده باشد . اين تاريخ بنا به تقويم ايرانى مطابق مىشود با اول تير ماه . بنا بر اين مدت سلطنت شيرويه كه روز هشتم آذر ماه به تخت نشسته بود شش ماه و 23 روز مىشود كه با گفتهء كسانى كه مدت سلطنتش را 6 ماه و يا هفت ماه گفته‌اند درست درمىآيد و حتى اگر يك روز از تير ماه را ، بنا به قاعدهء مطّرده به حساب تمام تير ماه بگذاريم و يك ماه حساب كنيم گفتهء كسانى كه مدت سلطنت او را هشت ماه دانسته‌اند نيز درست درمىآيد . اما من نمىخواهم براى اين تاريخ مذكور در حاشيهء ابن هشام